شمس الدين محمد بن محمود آملي
234
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ريم همين حكم دارد . استخوان مال حرام بود گوشت آدمى حرام باشد اگر بيند كه گوشت كسى مىخورد آنكس را غيبت كند منى مال نقد باشد . حيض اگر زنى خويش را حايض بيند و نباشد گناهى كند و اگر بيند كه غسل كرد از گناه بيرون آيد و اگر نوميد شده باشد از حيض و خود را حايض بيند فرزندى يا شادى باشد اگر مردى خود را حائض بيند با نامحرمى زنا كند . غايط مال باشد مشوب به حرام و غايط كردن از غم جدا شدنست . اگر كسى در جامه غايط كند بر زن خشم گيرد و مهر او بدهد و اگر كسى بيند كه در برابر مردم بول و غايط مىكند متعرض خشم خدا گردد و حدث جميع حيوانات مال بود بول مال حرام باشد . و اگر بيند كه بول مىكند اگر در رنج و غمى بود فرج يابد و اگر وام داشته باشد بگذارد و اگر بيند كه در جامه بول مىكند پسرى آرد يا زنا كند و اگر زنى خود را حاقن بيند زيادتى شهوت بود . گويند شخصى از ابن سيرين پرسيد كه بخوابديدم كه زنى از خاندان من در پيش من نشسته بود و من جام شير به دو ميدادم هرگاه جام بستدى بنهادى و بر خاستى تا بول كند . ابن سيرين گفت اين زنى است در غايت ستر و صلاح ليك بمرد ميل تمامى دارد و او را به شوهر ده تفحص كرديم چنان بود . و مروان حكم بخوابديد كه در محراب بول مىكند از سعيد بن مسيب پرسيد گفت فرزندان تو خلفا شوند . گويند پدر اردشير ساسان راعى گوسفندان بود در خوابديد كه بول كرد و بخارى از بول او برخاست كه همه جهان را پوشانيد پيش بابك معبر رفت و پرسيد بابك گفت قبول كن كه اگر ترا فرزندى آيد نسبت به من كنى تا تعبير كنم قبول كرد و گفت تو را فرزندى آيد كه پادشاه همهء جهانشود اردشير بابك در وجود آمد كه همه جهان را بگرفت .